به حسین فکر میکنم . صدای تبل ها که بر نوای اسمان بلند میشود، دلم میلرزد.. میخواهند با من حرفی بزنند . ولی من نمیشنوم .طبل ها میگویند ، برخیز...جای نشستن نیستن. زمان ایستادن نیست. حماسه اگر حماسه باشد . شور می آفریند از ین بستر زندگی . من چیستم ؟ من تمام آمال و آرزو هایم در من خلاصه شده است ؟ چه چیزی فراتر مرا میخواند؟ فراتر از حضور اکنون من ؟
برچسب:
نویسنده: ستایش میرزاپور
تاريخ: سه
شنبه
4 بهمن
1401 ساعت: 20:01